۱۳۹۳ بهمن ۲۳, پنجشنبه
در فکر دیگران هم باشید
رومیان باب ۱۵
آیه 1تا6
۱ حتی اگر فکر می کنیم انجام چنین کارها از نظر خدا اشتباه نیست ، باز باید رعایت حال کسانی را بکنیم که ممکن است کار ما را اشتباه تصور کنند. ما نباید فقط به فکر خشنودی خودمان باشیم ، بلکه وظیفه داریم این زحمت را به خود بدهیم که شک ها و نگرانیهای دیگران را نیز در نظر بگیریم . ۲ پس بهتر است به فکر خشنودی دیگران هم باشیم و فقط به خود نیندیشیم . سعی کنیم کارهایمان تأثیر خوبی بر دیگران بگذارد تا ایمانشان به خداوند تقویت گردد. ۳ مسیح نیز در پی خوشی و خشنودی خود نبود. کتاب آسمانی درباره او می فرماید: “او آمد تا اهانتهای دشمنان خدا را تحمل کند.” ۴ این مطالب از مدتها پیش در کتاب آسمانی نوشته شده تا به ما صبر و دلگرمی بیاموزد تا با اشتیاق در انتظار روزی باشیم که خدا گناه و مرگ را نابود کند. ۵ باشد تا خدایی که عطا کننده صبر و دلگرمی است ، به شما کمک کند تا با هم در صلح و صفای کامل زندگی کنید و نسبت به یکدیگر همان طرز فکری را داشته باشید که مسیح نسبت به انسانها داشت .۶ در آن صورت ، همه ما خواهیم توانست یکدل و یک زبان خدا را که پدر خداوند ما عیسی مسیح است ، پرستش و تمجید کنیم .
N.I.V
1 We who are strong ought to bear with the failings of the weak and not to please ourselves. 2Each of us should please his neighbor for his good, to build him up. 3 For even Christ did not please himself but, as it is written: "The insults of those who insult you have fallen on me." 4For everything that was written in the past was written to teach us, so that through endurance and the encouragement of the Scriptures we might have hope. 5 May the God who gives endurance and encouragement give you a spirit of unity among yourselves as you follow Christ Jesus, 6 so that with one heart and mouth you may glorify the God and Father of our Lord Jesus Christ.
وظیفه ی مسیحیان نسبت به یکدیگر
رومیان باب ۱۴
آیه 1تا 9
۱ هر ایمانداری را که مایل است به جمع شما بپیوندد، به گرمی بپذیرید، حتی اگر ایمانش ضعیف باشد. اگر عقاید او درباره کارهای درست و نادرست ، با عقاید شما متفاوت است ، از او ایراد نگیرید. ۲ بعنوان مثال ، بر سر خوردن یا نخوردن گوشت حیوانی که برای بتها قربانی شده است ، با او جر و بحث نکنید. ممکن است شما در خوردن چنین گوشتی ایرادی نبینید، اما دیگران چون ایمانشان ضعیف تر است ، این عمل را اشتباه بدانند و ترجیح دهند اصلا گوشت نخورند و برای خوراک ازسبزیجات استفاده کنند. ۳ پس آنانی که خوردن چنین گوشتی را بلامانع می دانند، آنانی را که نمی خورند تحقیر نکنند؛ و آنانی که نمی خورند، از کسانی که می خورند ایراد نگیرند، زیرا خدا ایشان را نیز به فرزندی پذیرفته است . ۴ آنان بندگان خدا هستند، نه بندگان شما؛ آنان فقط به خدا پاسخگو هستند، نه به شما. بنابراین ، بگذارید خدا درستی یا نادرستی عقیده شان را به ایشان نشان دهد؛ و البته خدا قادر است کمکشان کند که راه صحیح را در پیش گیرند. ۵ بعضی نیز تصور می کنند که مسیحیان باید روزهای مقدس یهودیان را به عنوان روزهای مخصوص عبادت خدا نگه دارند اما بعضی دیگر چنین کاری را بیهوده می دانند و معتقدند که همه روزها بطور یکسان از آن خدا هستند. درمورد اینگونه مسایل ، هرکس باید برای خودش تصمیم بگیرد.۶ آنانی که در روزهای مخصوصی خدا را عبادت می کنند، کار خوبی می کنند چون به این وسیله به خدا احترام می گذارند. آنانی هم که فرقی بین روزها قائل نمی شوند، کار خوبی می کنند چون کارشان برای خشنودی خداوند است . همین امر درمورد خوردن یا نخوردن گوشت قربانی بتها نیز صادق است . چه ، کسانی که می خورند و چه ، کسانی که نمی خورند، قصدشان خشنود ساختن خداوند است و برای کاری که می کنند، خدا را سپاس می گویند. ۷ بهرحال نباید فراموش کنیم که ما صاحب اختیار خود نیستیم و نمی توانیم هرطور که می خواهیم زندگی کنیم و یا هرطور که می خواهیم ، بمیریم . ۸ چه در زندگی و چه در مرگ ، ما از خداوند پیروی می کنیم و متعلق به او هستیم . ۹ مسیح نیز به همین منظور مرد و زنده شد تا بتواند هم در طول زندگی و هم در زمان مرگمان ، خداوند و صاحب اختیار ما باشد.
N.I.V
1 Accept him whose faith is weak, without passing judgment on disputable matters. 2 One mans faith allows him to eat everything, but another man, whose faith is weak, eats only vegetables. 3 The man who eats everything must not look down on him who does not, and the man who does not eat everything must not condemn the man who does, for God has accepted him. 4 Who are you to judge someone elses servant? To his own master he stands or falls. And he will stand, for the Lord is able to make him stand. 5 One man considers one day more sacred than another; another man considers every day alike. Each one should be fully convinced in his own mind. 6 He who regards one day as special, does so to the Lord. He who eats meat, eats to the Lord, for he gives thanks to God; and he who abstains, does so to the Lord and gives thanks to God. 7 For none of us lives to himself alone and none of us dies to himself alone. 8 If we live, we live to the Lord; and if we die, we die to the Lord. So, whether we live or die, we belong to the Lord. 9 For this very reason, Christ died and returned to life so that he might be the Lord of both the dead and the living.
خداوند شبان من است
مزامیر باب ۲۳
۱ خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچچیز نخواهم بود. ۲ در مرتعهای سبز مرا میخواباند، بسوی آبهای آرام هدایتم میكند ۳ و جان مرا تازه میسازد. او بخاطر نام پرشكوه خود مرا به راه راست رهبری میكند. ۴ حتی اگر از دره تاریك مرگ نیز عبور كنم، نخواهم ترسید، زیرا تو، ای شبان من، با من هستی! عصا و چوبدستی تو به من قوت قلب میبخشد. ۵ در برابر چشمان دشمنانم سفرهای برای من میگسترانی، از من همچون مهمانی عزیز پذیرایی میكنی و جامم را لبریز میسازی. ۶ اطمینان دارم كه در طول عمر خود، نیكویی و رحمت تو، ای خداوند، همراه من خواهد بود و من تا ابد در خانه تو ساكن خواهم شد.
1 The LORD is my shepherd, I shall not be in want. 2 He makes me lie down in green pastures, he leads me beside quiet waters, 3 he restores my soul. He guides me in paths of righteousness for his name’s sake. 4 Even though I walk through the valley of the shadow of death, I will fear no evil, for you are with me; your rod and your staff, they comfort me. 5 You prepare a table before me in the presence of my enemies. You anoint my head with oil; my cup overflows.6 Surely goodness and love will follow me all the days of my life, and I will dwell in the house of the LORD forever.
قبل از صلیب
مقالهایی در دو بخش. بخش اول:
شریک غمهای مسیح شدن
در نامۀ پولس رسول به ایمانداران شهر کولسیجملهایی را میخوانیم که به مدت هزاران سال برای کلیسای مسیح هنوز سوال و شک ایجاد کرده است. بسیاری در خصوص ماهیت این جمله شک کرده و آن را به گونهایی تفسیر میکنند که شنوندگان خود را در حیرت وامیدارند! اما آنچه که این جملۀ پولس قصد دارد به ما بگوید را نمیتوان کاملا منفک و جدا از باور و دیدگاه کلی پولس رسول به عیسای مسیح و کار شگفت انگیز او در تولد و مرگ و قیام او دید. جدای چنین برداشتی از سخن پولس رسول، نظر و برداشت ما از این ایه کاملا در خطا میباشد. به هر حال، در این جملۀ پولس رسول به کلیسای کولسیان میخوانیم:" الان از زحمتهای خود در راه شما شادی میکنم و نقصهای زحمات مسیح را در بدن خود به کمال میرسانم برای بدن او که کلیسا است."( کولسیان 1: 24) . خیلیها به نادرستی اینگونه برداشت کردهاند که پولس در اینجا گویی میگوید زحمات و درد مسیح برای کفاره و پاک کردن گناهان ما کافی نبود پس من با " بدن خود به کمال میرسانم." این زمانی میتوانست درست باشد که ما سخن دیگری از پولس در خصوص برداشت کلی او با کار صلیب مسیح نمیدانستیم. او در تمامی نامههایخود به این اشاره میکند که زحمت کشیدن در راه صلیب نه بخشی از کامل کردن رنج مسیح بلکه بخشی از راه در پی مسیح رفتن است. او در نامۀ خود به کلیسای غلاطیه مینویسد:" زیرا که من در بدن خود داغهای خداوند عیسی را دارم."( غلاطیان 6: 17) بعد ممکن است از خودتان بپرسید یعنی چه که من در بدن خود داغهای خداوند عیسی را دارم؟ در نامۀ خود به ایمانداران قرنتس میگوید:"بلکه در هر امری خود را ثابت میکنیم که خدام خدا هستیم؛ در صبر بسیار در زحمات در حاجات در تنگیها؛ در تازیانهها در زندانها در فتنهها درمحنتها در گرسنگیها."( دوم قرنتیان 6: 4- 5 ) در نامۀ خود به ایمانداران روم هم ارث شدن با جلال مسیح را منوط بر هم رنج شدن با مسیح میداند: " و هر گاه فرزندانیم وارثان هم هستیم یعنی ورثۀخدا و هم ارث با مسیح اگر شریک مصیبتهای او هستیم."( رومیان 8: 17) در دوم قرنتیان درد و رنج صلیب را در توازن با تسلی و ارامش خود میداند. میخوانیم:" زیرا به اندازهایی که دردهای مسیح در ما زیاد شود به همین قسم تسلی ما نیز بوسیلۀ مسیح میافزاید."( دوم قرنتیان 1: 5). در همین رساله کمی جلوتر میخوانیم که نه تنها درد وجفاها و داغ مسیح در پولس بود، بلکه او روزانه مسیح مصلوب را در خود حمل میکرد؛ زیرا پولس این را حیات مطلق میدانست:" پیوسته قتل عیسی خداوند را در جسد خود حمل میکنیم تا حیات عیسی هم در بدن ما ظاهر شود." ( دوم قرنتیان 4: 10) وقتی در رسالۀ رومیان قصد داشت تا از محبت ازلی یهوه در مسیح با ما سخن بگوید اینگونه نوشت که در تمام شرایط و در هر موقعیتی محبت مسیح از ما جدا نمیشود؛ سپس از مزمور یاد کرده و میگوید:"بخاطر تو تمام روز کشته و مثل گوسفندان ذبحی شمرده میشویم."( رومیان 8: 36).
وقتی این سخنان پولس رسول را با زندگی این رسول از زمان ایمان آوردن او به عیسای مسیح درجادهایی به سوی دمشق تا زمانی که سر او از بدنش در روم جدا شد کنار هم میگذاریم، تازه درک میکنیم که پولس رسول در تمام طول ایمان مسیحی خود شهیدوار زندگی کرد. یعنی آنچه که عیسای مسیح از پیروان خود خواست. او فرمود:" اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند میباید نفس خود را انکار نموده صلیب خود را هر روزه بر دارد و مرا متابعت کند."( لوقا 9: 23) سه جمله در این فرمایش بسیار برجسته است: اول:" اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند." میخواهی مسیح را دنبال کنی؟ میخواهی مسیحی شوی؟ پس باید: شرط دوم:"نفس خود را انکار نموده." تمام خودت و امیال خودت و خواستههای خودت را ترک کنی. خودت را ترک کنی. سپس شرط سوم مطرح میشود:" صلیب خود را هر روزه بردارد." صلیب نشانۀ خفت و خواری کشیدن برای مسیح است. برای نام مسیح، نه برای گناهان و تنبیهات اعمال شرورانۀ خودمان. بلکه برای انجیل مسیح. آن هم نه فقط در روزی که تعمید میگیرید و احساس خوبی دارید. نه فردا. نه پس فردا. نه یکماه و نه یکسال. هر روزه. هر روزه تا کی؟ مسلما تا پایان عمر زمینی خودتان. خوب دقت کنید: عبارت " پیروی " در اول جمله با عبارت " متابعت " در آخر جمله کاملا در ارتباط هم هستند. پیروی ما از مسیح باید متابعت کردن از مسیح باشد. سپس در میان این دو فعل یعنی پیروی کردن و متابعت کردن، ما این فرمان را داریم:" میباید نفس خود را انکار نموده صلیب خود را هر روزه بر دارد." اکنون منظور پولس را در نامۀ کولسیان باید درک کنیم وقتی او میگوید:" الان از زحمتهای خود در راه شما شادی میکنم و نقصهای زحمات مسیح را در بدن خود به کمال میرسانم برای بدن او که کلیسا است." در واقع آنچه که پولس در این جمله میگوید، پیروی کردن از فرمان مسیح برای رنج کشیدن برای انجیل مسیح است زیرا او پولس قصد دارد تا از مسیح متابعت نماید.
خیلی از فرقههای مسیحی دوست دارند برای شنوندگان تازه ایمان خود برای جذب آنان به پیغام خود یا دیگر نیات و افکار خود، تنها ثمرات جلال مسیح را بشارت دهند، برکات، پیروزی، شفا، ثروت، کامیابی دروعدههای مسیح. این دوستان خیلی تمایل دارند خیلی زود لیوان شیر خنک و عسل شیرین سرزمین موعود را به دهان شنوندگان خود بریزند، اما از تلاطم رود اردن و فتح اریحا سخنی نگویند! ما نمیتوانیم در شادی صلیب بعنوان کفارۀ گناهان و نجات خود مست شویم، اما رنج صلیب را نادیده بگیریم. نمیتوانیم مسیح مصلوب را بپرستیم، اما مسیح باغ جتسیمانی برای ما غریبه باشد. از تاج بر سر گذاشتن و در جلال بودن سخن بگوییم اما از حوله به کمر زدن و برای انجیل مسیح خفت کشیدن سخنی نگوییم.
اما نکته بسیار حائز اهمیت اینجاست. این رنج و درد مسیح برای رهایی و رستگاری ما فقط از یک جمعه در ساعت نه صبح آغاز نشد که فقط تا ساعت سه بعد از ظهر طول بکشد. اگر الوهیت مسیح را پیش از آفرینش بدانیم که میدانیم، زیرا که او بود قبل از اینکه بودنی باشد، پس رنج و درد مسیح را برای رهایی ما را نیز نباید جدا از زمان الوهیت او بدانیم. مسیح با هابیل رنج کشید. مسیح با ابراهیم از کوه موریا بالا رفت و رنج کشید و مسیح با موسی بود وقتی موسی:" ذلیل بودن با قوم خدا راپسندیدهتر داشت از آنکه لذت اندک زمان گناه را ببرد. و عار مسیح را دولتی بزرگتر از خزائن مصر پنداشت. زیرا که بسوی مجازات نظر میداشت."( عبرانیان 11: 25- 26). و نمونههای بارز دیگر در طول کتابمقدس که گواه بر این حضور رنج و درد مسیح برای انسان میباشد وجود دارد. پس میبینیم که مسیح در موسی و موسی در مسیح با هم در رنج رهایی قوم اسرائیل شریک بودند. زیرا تنها دلیل موجودیت مسیح، در صلیب مسیح نهفته است و به جز مرگ و قیام مسیح، عیسایی بنام مسیح یک افسانه و دروغ بیشتر نیست. و هر جا صلیب هست، درد و جفا و مصیبت آن نیز هست. از اینرو عیسای مسیح برای رهایی ما قبل از خلق شدن ما رنج کشید، برای ما در اضطراب و تشویق فرو رفت تا باغ جتسیمانی تا بر روی صلیب. تمام سه سال خدمت او، زمانی که جسم گرفت و به میان ما آمد، ذره ذرهگواه بر این رنج و درد مسیح میباشد، طرد شدن از جانب خانوادۀ خود. طرد شدن از مردم شهر خود.توهینها و افتراهای زده شده به او. کم ایمانی شاگردان او. یوحنا چه زیبا این درد و رنج مسیح را در یک جمله برای ما میشکافد:" به نزد خاصان خود آمد و خاصانش او را نپذیرفتند."( یوحنا 1: 11) لوقا چه زیبا دل بغض گرفته و سنگین مسیح را در آخرین نگاه او به شهر اورشلیم قبل از اینکه برای آخرین بار وارد آن شود برای ما ثبت کرده است:" و چون نزدیک شده شهر را نظاره کرد بر آن گریانگشته"( لوقا 19: 41) و سنگینتر از هر چیز دیگری که بر جان و روح و جسم مسیح در این سی و سه سال سنگینی میکرد، بار گناهان انسان و لعنت و غضبی که از آن ما بود اما خدا آن را بر او ریخت.
پس اگر همین امروز در مصیبتی برای انجیل مسیح یا ایمان مسیحی خودت هستی، اگر راه دیگری نیست که پیاله از تو دور شود، اگر راه دیگری نیست که این خار از بدن تو جدا شود، بیاد مصیبتهای مسیح بیافت و در آن با قوت روح بمان، پیاله را تا به آخر بنوش و خار را تحمل کن تا زمان رهایی فیض عظیم از راه برسد، زیرا میدانیم که ورای صلیب درد، صبح ظفرمند رستاخیز نهفته است.
بعد از صلیب
رستاخیز یافته در مسیح
اکنون که با هم به اهمیت شریک رنجهای مسیح شدن در زندگی مسیحی خودمان پی بردیم. و پی بردیم که بر بالای صلیب این گناهان و شرارت ما بود که بر مسیح ریخت و این زخمهای ما بود که بر او وارد شد. و همچنین پی بردیم که برای هر ایماندار مسیحی لازم است تا در شادمانی صلیب، رنجهای صلیب را فراموش نکند. اکنون از قبر تاریک دردها و رنجهای صلیب، به صبح ظفرمند رستاخیز میرسیم. در صلیب مسیح لعنت خدا ریخته شد. در صلیب هیچ چیز زیبایی وجود ندارد! هیچ چیز جذابی نیست! مرگ بر صلیب دردناکترین و موحشترین نوع مرگ دورۀ خود بوده است. تمام آنچه که بر مسیح بر روی صلیب ریخت از آن ما بود. ما مستحق آن بودیم. و منظور من از ما، تمامی نسل آدم است. ما در صلیب شادی میکنیم زیرا صلیب تنها راه ما برای به حضور خدا رفتن است. ما صلیب را میپرستیم( نه شئی چوبی یا طلایی یا ...) زیرا بر آن خداوند ما مصلوب شد و با هر نگاهی به صلیب شفا پیدا میکنیم. همانطور که اسرائیل به مار برنجی موسی خیره شد و از مرگ نجات یافت. دقیقا به همین دلیل است که ما برای صلیب نوحه نمیخوانیم. بر سر خودمان نمیزنیم. صلیب پایان نیست. آغاز است. و آغاز همواره زیباست. آنچه که قبل از صلیب روی داد، پر از رنج و درد و آه و مصیبت است، آنچه اینسوی صلیب روی میدهد، پر از شادی و پیروزی و سعادت است. زیرا صلیب مسیح ما را در گناهانمان میکشد. رستاخیز مسیح ما را به حیات تازه برمیخیزاند. ما نه تنها صلیب خالی مسیح را ستایش میکنم زیرا بر آن خداوند ما برای گناهان ما کفاره شد؛ بلکه قبر خالی را نیز ستایش میکنیم زیرا همان خداوندی که برای گناهان ما مُرد، زنده شد، امروز زنده هست و تا به ابد زنده خواهد ماند.
فصل 53 اشعیاء نبی بر هیچ مسیحی نباید نخوانده باقی مانده باشد. در این بخش از آیۀ 1 تا آیۀ 9 ما از اوج دردناک زندگی زمینی مسیح، صلیب دردناک او و مرگ موحش او میخوانیم. این قبل از صلیب است. اگر کلام خدا در این بخش با آیۀ 9 به پایان میرسید، میتوانیم بگوییم که سند زندهایی از قیام مسیح از مرگ را بر طبق کتب عهد عتیق از دست دادهایم. اما خدا را شکر که اینگونه پایان نیافته است. برای همین بلافاصله پس از قبر تاریکی که عیسی را به مدت سه روز در خود دفن کرد در ایۀ 10 فصل 53 اشعیاء نبی به این سخن برمیخوریم:" اما خداوند را پسند آمد که او را مضروب نموده به دردها مبتلا سازد؛ چون جان او را قربانی گناه ساخت آنگاه ذریت خود را خواهد دید و عمر او دراز خواهد شد و مسرت خداوند در دست او میسر خواهد بود. ثمرۀ مشقت جان خویش را خواهد دید و سیر خواهد شد" همانطور که پولس رسول میگوید:" از این جهت خدا نیز او را به غایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامها است بدو بخشید. تا بنام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح خداوند است."( فیلیپیان 2: 9-10)؛ تمام این امتیازاتی که عیسای مسیح از پدر بدست آورد زمانی از آن او گشت که از پدر اطاعت نمود، مقام الوهیت خود را در نزد او برای زمانی ترک نمود، برای گناه ما، گناه شد، رنج شد، مصلوب شد و مرد و دفن شد. چون عیسی اینگونه مطیع شد، عیسای مسیح به قوت پدر که همان قوت او بود از مرگ برخاست و پاداش عظیم دوران درد و رنج خود را از همان ازل، تا به ابد دریافت نمود. نویسندۀ رسالۀ عبرانیان همین را میگوید:" و او در ایام بشریت خود چونکه با فریاد شدید و اشکها نزد او که به رهانیدنش از موت قادر بود تضرع و دعای بسیار کرد و به سبب تقوای خویش مستجاب گردید."( عبرانیان 5: 7) البته اشتباه نکنید، مسیح در هر حالت خداوند بود. چه قبل از صلیب چه بر بالای صلیب و چه بعد از صلیب. الوهیت او در هر زمان ثابت ماند، زیرا او خداست. اما چون در قامت انسان در بین ما ظاهر شد، برای ما آن کاهن اعظم گشت که ازوسوسههای ما بی خبر نماند و برای ما نمونه ایی گشت تا به دنبال او گام برداریم.
آنچه باور و اندیشیدن به قبل از صلیب باید به ایماندار مسیحی بدهد، اوج کراهت گناهان اوست، زشتی آنان و خشم و عدالت و قدوسیت خدا؛ ماتم گرفتن بر گناهان است، زیرا این گناهان او بود که خداوند او را بر صلیب میخکوب نمود. آنچه باور و اندیشیدن قبل از صلیب به ایماندار مسیحی باید بدهد، راه باریک و دردناک زیستن مسیحی در این دنیای تاریک است. نور بودن در جایی که خورشیدهایدورغین تابان است و نمک بودن در جایی که صدهاذائقۀ چشایی وجود دارد و خیلیها نمک نمیخورند چون برایشان خوب نیست!
آنچه باور و اندیشیدن بعد از صلیب باید به ایماندار مسیح بدهد، زیستن پیروزمند در مسیح است. زیستن در خلقت تازه. تمام آنچه مسیح در او ذخیره نموده است را برای یک زندگی مسیحی بکار بردن. دیگر گناه نباید لذتی داشته باشد. دیگر من نباید من باشد. دیگر زندگی من و مرگ من نباید در دست من باشد. اگر بخواهم یک مثال ساده بزنم: اگر بیرون آمدن از مصر باور قبل از صلیب باشد؛ زیستن در سرزمین موعود، باید باور بعد از صلیب است. در بین این راه، سرگردانی و گمشدگی هرگز توجیح پذیر نیست. اگر ایماندار مسیحی هستیم و هنوز در راه پیدا کردن راهی برای پاسخ به دردهای صلیب هستیم و هنوز در جستجوی یافتن پاسخ رنجهای انجیل و یا هنوز در بدن مرده و قیام نکرده به حیات تازه زندگی نمیکنیم، هنوز آن زایش تازه بدست نیامده است. آن زایشی که بدون آن هیچکس، یعنی هیچکس وارد ملکوت خدا نخواهد شد. ( یوحنا 3: 3)
ایماندارانی هستند که در دردهای صلیب مانده اند و زندگی مسیحی را هنوز در آه و افسوس طی میکنند. سرزمین موعود را در مسیح دیده و شنیدهانداما شهامت این را در خود نمی بینند که آن را تصرف کنند. هنوز بهانه میگیرند. هنوز غر میزنند و هنوز روح خدا را رنجور ساخته و او را محدود میکنند. در مقابل ایماندارانی هم هستند که طوری زندگی میکنند که گویی هرگز مسیح بر صلیب نمرد و زجر نکشید. مدام از برکات صلیب سخن میگویند. مدام از شفا و پیروزی سخن میگویند. اما طوری برخورد میکنند که هنوز بوی کهنگی طبیعت قدیمی از قامت آنان تمام محیط را پر میکند!
قبر خالی مسیح برای دنیا گواه صادقی بر قدرت خدایی مسیح بود و صحت و درستی کار صلیب؛ برای ما ترک کردن دنیای مردهگان و زیستن در حیاتی تازه و نوین. حیاتی جلال یافته. زیرا:" اگر بر مثال موت او متحد گشتیم هر آینه در قیامت وی نیز چنین خواهیم شد. زیرا اینرا میدانیم که انسانیت کهنۀ ما با او مصلوب شد تا جسد گناه معدوم گشته دیگر گناه را بندگی نکنیم." ( رومیان 6: 6- 7 )
پس اگر امروز در ایمان هستی و هنوز همان طبیعت قدیمی خودت را دنبال میکنی و نه خودت و نه دیگران تغییری را در تو بعنوان یک مسیحی نمیبینند، بدان که هنوز حیات عیسی در تو ظاهر نشده است.( دوم قرنتیان 4: 10) بدان که هنوز این را باور نکرده ایی که:" اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه ایست؛ چیزهای کهنه در گذشت( در صلیب مسیح) اینکه همه چیز تازه شده است( در قیام مسیح)."( دوم قرنتیان 5: 17)

انسان به شباهت خدا خلق شد. انسان از خدا پُر بود. انسان میتوانست هرگز طعم خالی بودن را نچشد،هرگز! اما نشد. او به قعر پوچی سقوط کرد. از آن زمان دیگر انسان شبیه خدا نیست. از خدا پُر نیست. انسان دیرگاهی است که طعم پُر بودن را فراموش کرده است. انسان پوچ گرا بدنیا می آید. در پوچ گرایی نفس میکشد. در خالی بودن دائمی. سراب می بینید و سراب. حتی تمامی باورهای او پوچ گرایانه است. و برای فرار از این پوچی و پوچ گرایی،متفکران ، به علم آویزان شدند. دنیا دوستان به لذت. متعصبان ،مذهب را ابداع کردند و خدای خود را نامی نهادند،اما خدای مذهبیون و متعصبین تمام ادیان که تفکر و آزادی انسان را به مدت قرنها تاراج کرده و آن آزادی ای را که خدای زنده و قادر و توانا، یهوه ، به او از سر فیض عطا نمود را از او به نام خدا غصب کردند؛به زنجیر کشیدند و انسان و باور او را بردۀ خود کردند و افیون دین و مذهب خود را به رگهای او زدند، امروز اعلام می کنم که خدای این مذهبیون دیر زمانی است که مُرده است. مُرده در معنای پُر شدن. پُر شدن از پُری الهی. پس انسان هنوز خالی مانده. تهی. تهی از معنای پُر شدن .تهی از معنای مشارکت و همزیستی روزانه با خدا. با او معاشقه داشتن. با او روزانه ترانه سرودن. انسان خالی است. و بسیار دور از پُر شدن. نام خدا را می برند، به سر و سینه اشان هم میکوبند! برای تعصب خدای خود،انسان را در نام خدای خود ( بودا،یهوه،الله) هم می کشند! اما تمام ذرات وجود و سخنانشان از بی خدایی و بی حضوری خدا خالی است.
این مقاله قصد دارد تا شما را با طعم دوبارۀ پُر شدن و پُر بودن آشتی دهد و شما را بنا به فیض و ارادۀ الهی و هدایت روح مقدس خدا امید پُر شدن دوباره را بدهد. امید دوباره به شباهت خدا در آمدن. طعمی که اینبار از جادۀ خالی شدن می گذرد. جاده ای که به " راه جلجتا " شهرت یافته است؛ و در آن با کسی ملاقات میکنید که از هر حیثِ قدرت، مقام و الوهیت پُر بود،اما در این جاده او خود را تماما خالی کرد،تا برای ما نمونه کاملی از خالی شدن و پُر شدن گردد.
وقتی این مقاله را می خوانید به جایی در این مقاله خواهید رسید که بی شک آن را ادامه نخواهید داد، چون شما خودتان را از آن چه بنده قصد دارم بیان کنم پُر شده می دانید و می گوید این مقاله برای من نیست! چون من خدای خود را دارم، حالا یا بودا یا کنفسیوس یا یهوه یا اینکه الله و ... و من خوشحالم و پُرم! پس چرا باید این مقاله را بخوانم. این فرمایش خدا را از زبان اشعیاء نبی بخوانید و خودتان برای خودتان نتیجه گیری کنید که آیا نیاز به خواندن این مقاله دارید یا نه؟ " و مثل شخص گرسنه که خواب می بیند که می خورد و چون بیدار میشود شکم او تهی است یا شخص تشنه که خواب می بیند که آب می نوشد و چون بیدار شود اینک ضعف دارد و جانش مشتهی ( طالب ) می باشد." ( اشعیاء نبی باب 29 آیۀ 8).
اگر گمان می برید هم اکنون پُر هستید،این مقاله تاییدی بر پر بودن شما باید باشد، زیرا آنچه من از آن گفتگو میکنم و سندیت می آورم ،کلام زندۀ خداست و آن کلام میزان است و من و شما با هم شاقول هستیم! اما اگر گمان می برید،هم اکنون پُر هستید اما نیازی به خواندن این مقاله ندارید، پس باید عرض کنم که در خواب هستی و رویای پُری را می بینی! و تو خالی تر از خالی هستی! زیرا آنکه پُر است همواره پُری را بیشتر می طلبد،زیرا می داند فصل خالی شدن هر آن ممکن است فرا رسد! اما برای آن گروه از خوانندگانی که امروز تماما تفکر پوچ گرایی و خالی بودن از هر حیث و هر دلیل و هر انگیزه ای دارند، باشد تا این مقاله امید روشنی باشد به این فرمان خدا برای تمام انسانهای دنیا و امید زندۀ او به اینکه:
" و عارف شوید به محبت مسیح که فوق از معرفت است تا پُر شوید تا تمامی پُری خدا." ( افسسیان باب 3 آیۀ 19 ).
این مقاله ورای گفتگوی ایمان آوردن به عیسای مسیح و دریافت روح القدس و پُر شدن از آن است. برای درک چنین مقاله ای شما میتوانید به صدها مقاله در همین سایت مراجعه کنید و از آن بخوانید. قصد من بیان هدف روح القدس و کار او در انسان است،پس از اینکه شخص به مسیح ایمان می آورد. قصد من نشان دادن آن طرح عظیم الهی خدا برای انسان با ورود عیسای خداوند به زمین و عطا کردن روح مقدس به انسانها است. قصد من نشان دادن این است که پُر شدن روحانی،پر شدن از تمامی خصایل نیکو و پسندیدۀ الهی و خالی شدن از تمامی پلیدی ها و تاریکی ها، والاترین هدف خدای پر محبت و پر فیض برای تک تک انسانهای روی هستی بوده است. و من قصد دارم از چگونگی این پُر شدن و خالی شدن گفتگو کنم . اما این را بدانید که، شما نمی توانید خالی شوید اگر قصد پُر شدن ندارید! و شما نمی توانید پر شوید اگر خالی نیستید!
کتابمقدس به وضوح برای ما بیان کرده که ما باید از روح القدس پر شویم و نه تنها پُر شویم بلکه از آن مست شویم( افسسیان 5 آیۀ 18). ( من تبلیغ فرقه های مسیحی را نمیکنم که روح القدس را در زنجیر گذاشته به دیگران بشارت می دهند. و به هدایای روح القدس در خود میبالند و به این طریق بدون اینکه خود آگاه باشند ،خالی بودن روحانی خود را رسوا میکنند! روح آزاد است. روح آزاد عمل میکند. روح هماهنگ با شخصیت الهی خود عمل میکند. در هر جا و هر کس و هر زمان.) .این مقاله برای یادآوری کردن این کار عظیم خدا برای انسانهای روی زمین بواسطۀ ایمان به عیسای مسیح است. و تاییدی بر وعدۀ زنده و وفادارانۀ خدا به انسان خاطی و گناهکار که روزی فرمود :" آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد و شما را از همۀ نجاسات و از همۀ بتهای شما طاهر خواهم ساخت. و دل تازه به شما خواهم داد و روح تازه در اندرون شما خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد شما دور کرده دل گوشتین به شما خواهم داد و روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید تا احکام مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید."( حزقیال 36 آیات 25 تا 27).
چگونه؟
اما چگونه ممکن است انسان پُر شود؟ چگونه ممکن است که انسان بتواند به رغم تمامی خواسته ها و نفس انسانی که او را خالی رها کرده،بتواند از اخلاق نیکوی الهی پُر شود؟ نفس انسانی که نه از بیرون او و نه از دیگران ،بل از درون خود او دشمن اوست! درون او ،او را خالی میکند، خودش دشمن خودش است! زیرا طینت و درون گناه آلود داود بود که او را ابتدا به زنا و سپس به قتل کشاند نه فقط تن لخت بتشبع! داود زمانی از نفس و شرارت پُر شد که از روح و حضور خدا خالی شده بود. پس سوال اینجاست آیا چنین چیزی ممکن است؟ داشتن قدرت و آمال و آرزویی بالا و قوت و قدرت روحانی بالا بی شک زیباترین و والاترین امتیاز است که کسی به آن نه نمی گوید! براستی چگونه پُر شدن ممکن است؟
خدا را شکر می گوییم برای خون گرانبهای عیسای مسیح ، او که از تمام الوهیت خدایی پُر بود؛ و قیام پر شکوه او که نور آن عمق تاریک دل شیطان فریبکار و درنده را پاره کرد،بر تمامی افواج و سپاهیان غفلت و تعصب چیره گشت و با ردای سفید و جلال یافتۀ خود در مرکز ناکجا آباد های رویاها و آمال و پوچ گرایی و دین زدگی ها و خضعبلات، افکار سیاست زدۀ ما، دل گیج و خالی ما ایستاد تا بر ما بتابد؛ بتابد تا ما را از نور خود منور ساخته و پر سازد و در گوش ما نجوا سازد که ای دوست! بدون اینکه بخواهی در سردابه های خنک و متعفن دین و مذهب و زنجیرهای آن عزا و ماتم بگیری و در خلوت بنشینی و منتظر مکاشفه ات بمانی! بلند شو!تو میتوانی از تمامی خصایل نیکو پر شوی و در پری بمانی؛ پس با من بیا!با من به آخوری در بیت لحم بیا و مرا ببین!با من بر خاک قدم بزن!سپس با من به باغ جتسیمانی بیا!می دانم نمی توانی با من ساعتی بیدار بمانی! اما چون صبحی دیگر تابید،به سوی قبر من بشتاب! سپس منِ جلال یافته و پیروز شده بر مرگ از درهای بسته می گذرم و با تو ملاقات میکنم!اگر هم بخواهی دستهای سوراخ شده ام را به تو نشان می دهم! تا به تو بگویم تو می توانی از تمامی خصایل نیکو و پسندیده پر شوی! من می خواهم که تو چنین شوی!
***
پولس رسول در نامۀ فیلیپیان می نویسد:" پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود. که چون در صورت خدا بود و با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد. لیکن خود را خالی کرده صورت غلام پذیرفت." ( فیلیپیان باب 2 آیۀ 5 و 6).
لطفا نگاه کنید به این اشارۀ پولس رسول: چون او در صورت خدا بود..نه تنها این بلکه دقت کنید به اشارۀ دوم او: و با خدا برابر...اکنون دقت کنید به نکته ای که پولس قصد دارد با بهره گیری از این دو امتیاز بارز عیسای مسیح استفاده کرده و اشاره کند که:..غنیمت نشمرد.لیکن خود را خالی کرد. پولس به کلیسای فیلیپی می نویسد برای اینکه نمونه خوب یک مسیحی برای یک مسیحی دیگر و انسانی دیگر باشیم باید از خصایل مسیح پر شویم،اما نمونۀ این پر شدن و شیوۀ آن باید مانند نمونۀ کامل خود عیسای مسیح باشد. اشعیاء در وصف آن گفت:" او را نه صورتی و نه جمالی می باشد و چون او را می نگریم منظری ندارد که مشتاق او باشیم. خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غم ها و رنج دیده و مثل کسی که روی ها را از او بپوشانند و خوار شده که او را به حساب نیاوردیم." ( اشعیاء نبی 53 ایات 2 تا 3). عیسای مسیح تمام امتیازات و برتری های خود را نادیده گرفت ( به مدت سی و سه سال ) تا بتواند نمونۀ کاملی برای پر شدن ما شود. عیسی مسیح ماموریت خود را با چهل روز،روزه و گرسنگی در بیابان آغاز کرد، او در گرسنگی و تشنگی قرار گرفت. خانواده اش او را طرد کردند. مردمی که از کودکی با آنها و با فرزندان آنها بزرگ شده بود او را طرد کردند. شاگردانش او را طرد کردند. به او توهین کردند. به او خیانت کردند. به او اتهام زدند. خدا را به سی نقره فروختند! و او به مردی که گمان می برد،دنبال کردن او ،بدست آوردن غنایم و زن های فراوان و شمشیر برای انتقام است!! فرمود:" روباهان را سوراخ ها است و مرغان هوا را آشیانها لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست."
( لوقا باب 9 ایۀ 57 و 58). در نامۀ افسسیان می خوانیم که:" بنابر این می گوید چون او به اعلی علیین صعود نمود اسیری را به اسیری برد و بخششها به مردم داد. اما این صعود نمود چیست جز اینکه اول نزول هم کرد به اسفل زمین."
( افسسیان 4 آیات 8 و 9).
گمشده گانی که با فیض خداوند پیدا شده ایم.
عیسای مسیح ،خداوند و نجات دهندۀ ما در انجیل به قلم لوقا و متی ادعای بزرگ دیگری در کنار دیگر ادعاهای بزرگ خود میکند که درک عمیق آن ما را بیشتر با فیض و بخشش خدا ی مهربان که بی قید و شرط و رایگان نصیب تمامی انسان ها گردیده ،آشنا می سازد.او در متی فصل 18 آیۀ یازده می فرماید : " زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را نجات دهد." و همچنین در لوقا فصل نوزده آیۀ دهم آمده که:" زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات بخشد." اجازه بدهید ببینیم این گمشده کیست که مسیح به جستجوی او می آید؟ در انجیل به قلم لوقا تمام فصل پانزدهم حاوی سه حکایت متفاوت ،با یک برداشت مشترک در این مضمون می باشد.خواندن این فصل را برای درک این مطلب الزامی می دانیم.در این فصل با ظرافت و استعداد بی نظیر پزشک محبوب " لوقا" سه ماجرای متفاوت نقل شده از دهان عیسای مسیح می خوانیم که در هر سه مورد از گمشده گان سخن می گوید.لطفاً توجه داشته باشید که روی سخن مسیح در این روایات با چه کسانی است؟در همان فصل پانزدهم آیۀ اول او با به اصطلاح ملایان و مذهبیون دینی رودررو می شود.ابتدا آنها او را به باد انتقاد می گیرند که چرا او با بدکاران و خطا کاران گفتگو میکند.اگر یادتان باشد قبل از این نیز مسیح مورد مؤاخذه از طرف این رهبران دینی در انجیل متی قرار گرفته بود ،او در آنجا به آنان گفته بود که :" بروید و معنی این کلام را بفهمید:من رحمت می خواهم نه قربانی."(متی 9 : 13 ) آنچه را که مسیح تلاش دارد با این سه مثال خود در فصل پانزده لوقا به همان رهبران و ملایان دینی بفهماند در واقع درک همین عبارت است.اجازه دهید با هم به این بخش از انجیل لوقا نگاهی نزدیک داشته باشیم.
خلاصۀ فصل پانزدهم لوقا را میتوان در این سه مورد دید:
1- گوسفند گمشده ؛ شاید بدلیل نادانی و بی توجهی گوسفند
2- -سکۀ گمشده؛ شاید بدلیل مشغولیات فکری و ازدحام زندگی زن
3- پسر گمشده ؛ و آن بدلیل خودخواهی و ارضای نفس در پسر
دو مورد متفاوت در این سه مثال نهفته است.در مورد اول و دوم این صاحبان اموال هستند که به جستجوی مال گمشدۀ خود می روند.در مورد سوم ، پدر در انتظار بازگشت پسر است و پسر توبه کرده به نزد او بازمی گردد.
هر چند این سه مورد نقل شده توسط خداوند مان عیسای مسیح سه مورد متفاوت هستند اما اگر خوب به پایان هر سه حکایت توجه کنید با یک اشتراک روبرو می شوند: و آن شادمانی و سرور در یابند ه گان است. چوپان خوشحال شد چون گوسفندش را پیدا کرده بود.پیرزن خوشحال شد زیرا سکه اش را پیدا کرده بود و نهایتا پدر خوشحال شد زیرا پسر توبه کار او که در نفس خود گم شده بود نهایتا به نزد او بازگشت.این همان نقل قول عیسای مسیح در همین انجیل لوقا فصل پانزدهم آیۀ هفتم است:" بدانید که به همان طریق برای یک گناهکار که توبه میکند در آسمان بیشتر شادی و سرور خواهد بود تا برای نود و نه شخص پرهیز کار که نیازی به توبه ندارند."
اجازه بدهید این گفتۀ طلایی و آسمانی مسیح را با ذهنی انسانی کمی بشکافیم .او در حقیقت می گوید :" شما ای کسانی که ادعای خدا پرستی و شریعت و نماز و روزه میکنید !شما شاید صدها نفر را دور خود جمع کنید و برایشان آیات را تفسیر کنید و از خدا و پیامبر و آیات نقل قول کنید .اما انسانی در همین شهر در همین سرزمین در این کوچه و در همین خیابان زندگی میکند که کسی او را نمی شناسد،او گمشده ای است در چرخۀ زندگی در حسرت ها و آرزوها ،در گناه و در کینه ، در شرارت و عقده ها ،چه کسی به دنبال او خواهد رفت؟ چه کسی می رود تا این انسان گمشده را با فیض و بخشش خدا آشنا کند؟ آیا شما ای رهبران و ملایان تا چه اندازه توبۀ بازگشت انسان خطا کار را می پذیرید ؟ چقدر می توانید این شخص توبه کار را در آغوش خود بگیرید و او را قلبا ببخشید ؟ یا اینکه او را از جامعه و خانه و زندگی اش برای همیشه طرد می کنید زیرا او یکی از شماها نیست ؟! زیرا او شاید نجس و ناپاک باشد ؟!"
ما کی هستیم ؟
ما ایمانداران به فیض و نجات مسیح ؛ روزی گمشده ای بودیم در جادۀ زندگی که مورد لطف و فیض و آغوش گرم پدری مهربان قرار گرفتیم .او ما را به خانه خود پذیرفت و برای بازگشت و پیدا شدن ما جشن گرفت و شادی کرد.زیرا ما روزی گم بودیم اما پیدا شدیم ، مرده بودیم اما زنده شدیم.
اشتراک در:
پستها (Atom)