۱۳۹۳ بهمن ۲۳, پنجشنبه


 
انسان به شباهت خدا خلق شد. انسان از خدا پُر بود. انسان میتوانست هرگز طعم خالی بودن را نچشد،هرگز! اما نشد. او به قعر پوچی سقوط کرد. از آن زمان دیگر انسان شبیه خدا نیست. از خدا پُر نیست. انسان دیرگاهی است که طعم پُر بودن را فراموش کرده است. انسان پوچ گرا بدنیا می آید. در پوچ گرایی نفس میکشد. در خالی بودن دائمی. سراب می بینید و سراب. حتی تمامی باورهای او پوچ گرایانه است. و برای فرار از این پوچی و پوچ گرایی،متفکران ، به علم آویزان شدند. دنیا دوستان به لذت. متعصبان ،مذهب را ابداع کردند و خدای خود را نامی نهادند،اما خدای مذهبیون و متعصبین تمام ادیان که تفکر و آزادی انسان را به مدت قرنها تاراج کرده  و آن آزادی ای را که خدای زنده و قادر و توانا، یهوه ، به او از سر فیض عطا نمود را از او به نام خدا غصب کردند؛به زنجیر کشیدند و انسان و باور او را بردۀ خود کردند و افیون دین و مذهب خود را به رگهای او زدند، امروز اعلام می کنم که خدای این مذهبیون دیر زمانی است که مُرده است. مُرده در معنای پُر شدن. پُر شدن از پُری الهی. پس انسان هنوز خالی مانده. تهی. تهی از معنای پُر شدن .تهی از معنای مشارکت و همزیستی روزانه با خدا. با او معاشقه داشتن. با او روزانه ترانه سرودن. انسان خالی است. و بسیار دور از پُر شدن. نام خدا را می برند، به سر و سینه اشان هم میکوبند! برای تعصب خدای خود،انسان را در نام خدای خود ( بودا،یهوه،الله) هم می کشند! اما تمام ذرات وجود و سخنانشان از بی خدایی و بی حضوری خدا  خالی است. 
این مقاله قصد دارد تا شما را با طعم دوبارۀ پُر شدن و پُر بودن آشتی دهد و شما را بنا به فیض و ارادۀ الهی و هدایت روح مقدس خدا امید پُر شدن دوباره را بدهد. امید دوباره به شباهت خدا در آمدن. طعمی که اینبار از جادۀ خالی شدن می گذرد. جاده ای که به " راه جلجتا " شهرت یافته است؛ و در آن با کسی ملاقات میکنید که از هر حیثِ قدرت، مقام و الوهیت پُر بود،اما در این جاده او خود را تماما خالی کرد،تا برای ما نمونه کاملی از خالی شدن و پُر شدن گردد.

وقتی این مقاله را می خوانید به جایی در این مقاله خواهید رسید که بی شک آن را ادامه نخواهید داد، چون شما خودتان را از آن چه بنده قصد دارم بیان کنم پُر شده می دانید و می گوید این مقاله برای من نیست! چون من خدای خود را دارم، حالا یا بودا یا کنفسیوس یا یهوه یا اینکه الله و ... و من خوشحالم و پُرم! پس چرا باید این مقاله را بخوانم. این فرمایش خدا را از زبان اشعیاء نبی بخوانید و خودتان برای خودتان نتیجه گیری کنید که آیا نیاز به خواندن این مقاله دارید یا نه؟ " و مثل شخص گرسنه که خواب می بیند که می خورد و چون بیدار میشود شکم او تهی است یا شخص تشنه که خواب می بیند که آب می نوشد و چون بیدار شود اینک ضعف دارد و جانش مشتهی  ( طالب ) می باشد." ( اشعیاء نبی باب 29 آیۀ 8).
اگر گمان می برید هم اکنون پُر هستید،این مقاله تاییدی بر پر بودن شما باید باشد، زیرا آنچه من از آن گفتگو میکنم و سندیت می آورم ،کلام زندۀ خداست و آن کلام میزان است و من و شما با هم شاقول هستیم! اما اگر گمان می برید،هم اکنون پُر هستید اما نیازی به خواندن این مقاله ندارید، پس باید عرض کنم که در خواب هستی و رویای پُری را می بینی! و تو خالی تر از خالی هستی! زیرا آنکه پُر است همواره پُری را بیشتر می طلبد،زیرا می داند فصل خالی شدن هر آن ممکن است فرا رسد! اما برای آن گروه از خوانندگانی که امروز تماما تفکر پوچ گرایی و خالی بودن از هر حیث و هر دلیل و هر انگیزه ای دارند، باشد تا این مقاله امید روشنی باشد به این فرمان خدا برای تمام انسانهای دنیا و امید زندۀ او به اینکه:
" و عارف شوید به محبت مسیح که فوق از معرفت است تا پُر شوید تا تمامی پُری خدا." ( افسسیان باب 3 آیۀ 19 ).
این مقاله ورای گفتگوی ایمان آوردن به عیسای مسیح و دریافت روح القدس و پُر شدن از آن است. برای درک چنین مقاله ای شما میتوانید به صدها مقاله در همین سایت مراجعه کنید و از آن بخوانید. قصد من بیان هدف روح القدس و کار او در انسان است،پس از اینکه شخص به مسیح ایمان می آورد. قصد من نشان دادن آن طرح عظیم الهی خدا برای انسان با ورود عیسای خداوند به زمین و عطا کردن روح مقدس به انسانها است. قصد من نشان دادن این است که پُر شدن روحانی،پر شدن از تمامی خصایل نیکو و پسندیدۀ الهی و خالی شدن از تمامی پلیدی ها و تاریکی ها، والاترین هدف خدای پر محبت و پر فیض برای تک تک انسانهای روی هستی بوده است. و من قصد دارم از چگونگی این پُر شدن و خالی شدن گفتگو کنم . اما این را بدانید که،  شما نمی توانید خالی شوید اگر قصد پُر شدن ندارید! و شما نمی توانید پر شوید اگر خالی نیستید!

کتابمقدس به  وضوح برای ما بیان کرده که ما باید از روح القدس پر شویم و نه تنها پُر شویم بلکه از آن مست شویم( افسسیان 5 آیۀ 18). ( من تبلیغ فرقه های مسیحی را نمیکنم که روح القدس را در زنجیر گذاشته به دیگران بشارت می دهند. و به هدایای روح القدس در خود میبالند و به این طریق بدون اینکه خود آگاه باشند ،خالی بودن روحانی خود را رسوا میکنند! روح آزاد است. روح آزاد عمل میکند. روح هماهنگ با شخصیت الهی خود عمل میکند. در هر جا و هر کس و هر زمان.) .این مقاله برای یادآوری کردن این کار عظیم خدا برای انسانهای روی زمین بواسطۀ ایمان به عیسای مسیح است. و تاییدی بر وعدۀ زنده و وفادارانۀ خدا به انسان خاطی و گناهکار که روزی فرمود :" آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد و شما را از همۀ نجاسات و از همۀ بتهای شما طاهر خواهم ساخت. و دل تازه به شما خواهم داد و روح تازه در اندرون شما خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد شما دور کرده دل گوشتین به شما خواهم داد و روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید تا احکام مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید."( حزقیال 36 آیات 25 تا 27).

چگونه؟

اما چگونه ممکن است انسان پُر شود؟ چگونه ممکن است که انسان بتواند به رغم تمامی خواسته ها و نفس انسانی که  او را خالی رها کرده،بتواند از اخلاق نیکوی الهی پُر شود؟ نفس انسانی که نه از بیرون او و نه از دیگران ،بل از درون خود او دشمن اوست! درون او ،او را خالی میکند، خودش دشمن خودش است! زیرا طینت و درون گناه آلود داود بود که او را ابتدا به زنا و سپس به قتل کشاند نه فقط  تن لخت بتشبع! داود زمانی از نفس و شرارت پُر شد که از روح و حضور خدا خالی شده بود. پس سوال اینجاست آیا چنین چیزی ممکن است؟ داشتن قدرت و آمال و آرزویی بالا و قوت و قدرت روحانی بالا بی شک زیباترین و والاترین امتیاز است که کسی به آن نه نمی گوید! براستی چگونه پُر شدن ممکن است؟

خدا را شکر می گوییم برای خون گرانبهای عیسای مسیح ، او که از تمام الوهیت خدایی پُر بود؛ و قیام پر شکوه او که نور آن عمق تاریک دل شیطان فریبکار و درنده  را پاره کرد،بر تمامی افواج و سپاهیان غفلت و تعصب چیره گشت و با ردای سفید و جلال یافتۀ خود در مرکز ناکجا آباد های رویاها و آمال و پوچ گرایی و دین زدگی ها و خضعبلات، افکار سیاست زدۀ ما، دل گیج و خالی  ما ایستاد تا بر ما بتابد؛ بتابد تا ما را از نور خود منور ساخته و پر سازد و در گوش ما نجوا سازد که ای دوست! بدون اینکه بخواهی در سردابه های خنک و متعفن دین و مذهب و زنجیرهای آن عزا و ماتم بگیری و در خلوت بنشینی و منتظر مکاشفه ات بمانی! بلند شو!تو میتوانی از تمامی خصایل نیکو پر شوی و در پری بمانی؛ پس با من بیا!با من به آخوری در بیت لحم بیا و مرا ببین!با من بر خاک قدم بزن!سپس با من به باغ جتسیمانی بیا!می دانم نمی توانی با من ساعتی بیدار بمانی! اما چون صبحی دیگر تابید،به سوی قبر من بشتاب! سپس منِ جلال یافته و پیروز شده بر مرگ از درهای بسته می گذرم و با تو ملاقات میکنم!اگر هم بخواهی دستهای سوراخ شده ام را به تو نشان می دهم! تا به تو بگویم تو می توانی از تمامی خصایل نیکو و پسندیده پر شوی! من می خواهم که تو چنین شوی! 

                                                ***
پولس رسول در نامۀ فیلیپیان می نویسد:" پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود. که چون در صورت خدا بود و با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد. لیکن خود را خالی کرده صورت غلام پذیرفت." ( فیلیپیان باب 2 آیۀ 5 و 6).
لطفا نگاه کنید به این اشارۀ پولس رسول: چون او در صورت خدا بود..نه تنها این بلکه دقت کنید به اشارۀ دوم او: و با خدا برابر...اکنون دقت کنید به نکته ای که پولس قصد دارد با بهره گیری از این دو امتیاز بارز عیسای مسیح استفاده کرده و اشاره کند که:..غنیمت نشمرد.لیکن خود را خالی کرد. پولس به کلیسای فیلیپی می نویسد برای اینکه نمونه خوب یک مسیحی برای یک مسیحی دیگر و انسانی دیگر باشیم باید از خصایل مسیح پر شویم،اما نمونۀ این پر شدن و شیوۀ آن باید مانند نمونۀ کامل خود عیسای مسیح باشد. اشعیاء در وصف آن گفت:" او را نه صورتی و نه جمالی می باشد و چون او را می نگریم منظری ندارد که مشتاق او باشیم. خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غم ها و رنج دیده و مثل کسی که روی ها را از او بپوشانند و خوار شده که او را به حساب نیاوردیم." ( اشعیاء نبی 53 ایات 2 تا 3). عیسای مسیح تمام امتیازات و برتری های خود را نادیده گرفت ( به مدت سی و سه سال ) تا بتواند نمونۀ کاملی برای پر شدن ما شود. عیسی مسیح ماموریت خود را با چهل روز،روزه و گرسنگی در بیابان آغاز کرد، او در گرسنگی و تشنگی قرار گرفت. خانواده اش او را طرد کردند. مردمی که از کودکی با آنها و با فرزندان آنها بزرگ شده بود او را طرد کردند. شاگردانش او را طرد کردند. به او توهین کردند. به او خیانت کردند. به او اتهام زدند. خدا را به سی نقره فروختند! و او به مردی که گمان می برد،دنبال کردن او ،بدست آوردن غنایم و زن های فراوان و شمشیر برای انتقام است!! فرمود:" روباهان را سوراخ ها است و مرغان هوا را آشیانها لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست."
( لوقا باب 9 ایۀ 57 و 58). در نامۀ افسسیان می خوانیم که:" بنابر این می گوید چون او به اعلی علیین صعود نمود اسیری را به اسیری برد و بخششها به مردم داد. اما این صعود نمود چیست جز اینکه اول نزول هم کرد به اسفل زمین."
( افسسیان 4 آیات 8 و 9).

گمشده گانی که با فیض خداوند پیدا شده ایم.

عیسای مسیح ،خداوند و نجات دهندۀ ما در انجیل به قلم لوقا و متی ادعای بزرگ دیگری در کنار دیگر ادعاهای بزرگ خود میکند که درک عمیق آن ما را بیشتر با فیض و بخشش خدا ی مهربان که بی قید و شرط و رایگان نصیب تمامی انسان ها گردیده ،آشنا می سازد.او در متی فصل 18 آیۀ یازده می فرماید : " زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را نجات دهد." و همچنین در لوقا فصل نوزده آیۀ دهم آمده که:" زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات بخشد." اجازه بدهید ببینیم این گمشده کیست  که مسیح به جستجوی او می آید؟ در انجیل به قلم لوقا تمام فصل پانزدهم حاوی سه حکایت متفاوت ،با یک برداشت مشترک در این مضمون می باشد.خواندن این فصل را برای درک این مطلب الزامی می دانیم.در این فصل با ظرافت و استعداد بی نظیر پزشک محبوب " لوقا" سه ماجرای متفاوت نقل  شده از دهان عیسای مسیح می خوانیم که در هر سه مورد از گمشده گان سخن می گوید.لطفاً توجه داشته باشید که روی سخن مسیح  در این روایات با چه کسانی است؟در همان فصل پانزدهم آیۀ اول او با به اصطلاح ملایان و مذهبیون دینی  رودررو می شود.ابتدا آنها او را به باد انتقاد می گیرند که چرا  او با بدکاران و خطا کاران گفتگو میکند.اگر یادتان باشد قبل از این نیز مسیح مورد مؤاخذه از طرف این رهبران دینی  در انجیل متی قرار گرفته بود ،او در آنجا به آنان گفته بود که :" بروید و معنی این کلام را بفهمید:من رحمت می خواهم نه قربانی."(متی 9 : 13 ) آنچه را که مسیح تلاش دارد با این سه مثال خود در فصل پانزده لوقا به همان رهبران و ملایان دینی بفهماند در واقع درک همین عبارت است.اجازه دهید با هم به این بخش از انجیل لوقا نگاهی نزدیک داشته باشیم.
خلاصۀ فصل پانزدهم لوقا را میتوان در این سه مورد دید:
1-   گوسفند گمشده ؛ شاید بدلیل نادانی و بی توجهی گوسفند
2-   -سکۀ گمشده؛ شاید بدلیل مشغولیات فکری و ازدحام زندگی زن
3-    پسر گمشده ؛ و آن بدلیل خودخواهی و ارضای نفس  در پسر
دو مورد متفاوت در این سه مثال نهفته است.در مورد اول و دوم این صاحبان اموال هستند که به جستجوی مال گمشدۀ خود می روند.در مورد سوم ، پدر در انتظار بازگشت پسر است و پسر توبه کرده به نزد او بازمی گردد.
هر چند این سه مورد نقل شده توسط خداوند مان عیسای مسیح سه مورد متفاوت هستند اما اگر خوب به پایان هر سه حکایت توجه کنید با یک اشتراک روبرو می شوند: و آن شادمانی و سرور در یابند ه گان است. چوپان خوشحال شد چون گوسفندش را پیدا کرده بود.پیرزن خوشحال شد زیرا سکه اش را پیدا کرده بود و نهایتا پدر خوشحال شد زیرا پسر توبه کار او که در نفس خود گم شده بود نهایتا به نزد او بازگشت.این همان نقل قول عیسای مسیح در همین انجیل لوقا فصل پانزدهم آیۀ هفتم است:" بدانید که به همان طریق برای یک گناهکار که توبه میکند در آسمان بیشتر شادی و سرور خواهد بود تا برای نود و نه شخص پرهیز کار که نیازی به توبه ندارند."
اجازه بدهید این گفتۀ طلایی  و آسمانی مسیح  را با ذهنی انسانی کمی بشکافیم .او در حقیقت می گوید :" شما ای کسانی که ادعای خدا پرستی و شریعت و نماز و روزه میکنید !شما شاید صدها نفر را دور خود جمع کنید و برایشان آیات را تفسیر کنید و از خدا و پیامبر و آیات  نقل قول کنید .اما  انسانی در همین شهر در همین سرزمین در این کوچه و در همین خیابان زندگی میکند که کسی او را نمی شناسد،او گمشده ای است در چرخۀ زندگی در حسرت ها و آرزوها ،در گناه و در کینه ، در شرارت و عقده ها ،چه کسی به دنبال او خواهد رفت؟ چه کسی می رود تا این انسان گمشده را با فیض و بخشش خدا آشنا کند؟ آیا شما  ای رهبران و ملایان تا چه اندازه توبۀ بازگشت انسان خطا کار را می پذیرید ؟ چقدر می توانید این شخص توبه کار را در آغوش خود بگیرید و او را قلبا ببخشید ؟ یا اینکه او را از جامعه و خانه  و زندگی اش برای همیشه طرد می کنید زیرا او یکی از شماها نیست ؟! زیرا او شاید نجس و ناپاک باشد ؟!"

ما کی هستیم ؟
ما ایمانداران به فیض و نجات مسیح ؛  روزی گمشده ای بودیم در جادۀ زندگی که مورد لطف و فیض و آغوش گرم پدری مهربان قرار گرفتیم .او ما را به خانه خود پذیرفت و برای بازگشت و پیدا شدن ما جشن گرفت و شادی کرد.زیرا ما روزی گم بودیم اما پیدا شدیم ، مرده بودیم اما زنده شدیم.

۱۳۹۳ بهمن ۶, دوشنبه

قدرت روح القدس ؛
هنگامی که عیسی مسیح را بر چوبه دار صلیب کشتند ، رسولان او از ترس جانشان خود را به پناهگاهی رساندند و درها را محکم پشت سر خود بستند . ولی هنوز سه روز از مرگ پیشوایشان نگذشته بود که او را زنده در میان خود دیدند . آری مسیح زنده شده بود .
این رسولان که شاهد عینی این واقعهٔ تاریخی بودند چطور با جرئتی که « روح خدا » در وجود آنها ایجاد کرده بود همه جا رفتند و به همه مژده دادند که عیسی زنده است و در پی بشر گمشده است تا او را از بندگی و بند گناه آزاد سازد.
پس به قدر...
See More
گرچه عطایایی که خدا به ما میبخشد گوناگون است اما اصل و منشا  تمام  آنها ورح القدس است با اینکه میتوان خدا را از راههای مختلف خدمت کرد اما همه همان هداوند را خدمت میکنیم خدا یکی است اما بصورتهای مختلف در زندگی ما عمل میکند او همان خداست که در همه ی ما بوسیله ما که از آن او هستیم کار میکند در واقع روح القدس بوسیله هر یک از ما قدرت خدا را جلوه گر میسازد تا از این راه کلیسا را تقویت نماید .
روح القدس به یک شخص عطای بیان حکمت می بخشد تا با ارايه راه حل های حکیمانه دیگران را یاری نمایید و به دیگری دانستن اسرار را عطا میکند او به یکی ایمانی فوق العاده عطا مینماید و به دیگری قدرت شفا بیماران را میبخشد  به بعضی  قدرت انجام معجزات مید هد و به برخی دیگر عطا نبوت کردن
به یک نفر قدرت عطا میکند که تشخیص دهد چه عطایایی از جانب روح خداست و چه عطایای از جانب او نیست  باز ممکن است به یک شخص این عطا را ببخشد که بتواند به هنگام دعا به
زبانهایی که نیاموخته است سخن گوید و به دیگری عطای ترجمه ی این زبانها را بدهد اما تمام این عطایای از جانب یک روح یعنی همان روح القدس است و اوست که تصمیم می گیرد به هر کس چه عطایایی ببخشد
اول قرنتیان 12 آیه 4تا 11


 برای همه این پیش آمده است که کسی به او خطا کرده و یا او را ناراحت کرده باشد. مسیحیان در مواقعی که به آنها بر می خورد چطور باید برخورد کنند؟ براساس کتاب مقدس ما باید ببخشیم. افسسیان 4 : 32 می گوید، "با یکدیگر مهربان باشید و رحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا در مسیح شما را هم آمرزیده است". به همین نحو، کولسیان 3: 13 می گوید، "متحمل یکدیگ...ر شده همدیگر را عفو کنید هر گاه بر دیگری ادعایی داشته باشید. چنانکه مسیح شما را آمرزید شما نیز چنین کنید." کلید هر دو قسمت در این است که همانطور یکه خدا ما را بخشیده است، ما هم باید دیگران را ببخشیم. چرا می بخشیم؟ چون ما هم بخشیده شده ایم! آنهایی که مسیحی نیستند، بوسیلة خدا بخشیده نشده اند، پس نه قدرت بخشیدن و نه تمایلی به آن دارند.بخشش آسان بود اگر فقط آنرا در مورد کسانی انجام می دادیم که پشیمان بودند و از کارشان توبه می کردند. کتاب مقدس به ما می گوید که ما باید کسانی را که به ما گناه کرده اند بدون شرط ببخشیم. اگر از بخشیدن واقعی خودداری کنیم، تلخی و عصبانیت، نشان می دهیم که هیچکدام نشانة یک مسیحی حقیقی نیست. در دعای ربانی، ما از خدا می خواهیم که گناهان ما را ببخشد چنانکه ما هم کسانی را که به ما گناه کرده اند بخشیده ایم (متی 6: 12). عیسی مسیح در متی 6: 14-15 گفت "زیرا هر گاه تقصیرات مردم را بدیشان بیامرزید، پدر آسمانی شما، شما را نیز خواهد آمرزید. اما اگر تقصیرهای مردمرا نیامرزید پدر شما هم تقصیر های شما را نخواهد آمرزید." در زیر نور تمام قسمتهای کتاب مقدس که در مورد بخشش خداست، متی 6: 14-15 این معنی را می دهد که مردمی که دیگران را نمی بخشند، خودشان واقعا بخشش خدا را نچشیده اند.وقتی ما از یکی از فرمان های خدا سرپیچی می کنیم، یعنی به او گناه می کنیم. وقتی به کسی گناه می کنیم، نتنها به او گناه کرده ایم، بلکه به خدا هم گناه کرده ایم. وقتی ما می خواهیم خدا همة گناهان ما را ببخشد، پس باید این را متوجه باشیم که حق نداریم این فیض را از دیگران بگیریم. ما قطعا بر علیه خدا بیش از آنچه کسی بتواند به ما گناه کند، گناه کرده ایم. اگر خدا ما را اینهمه می بخشد، چطور می توانیم از بخشیدن دیگران خودداری کنیم؟ مثلی که عیسی مسیح در متی 18: 23-35 گفت نمونة پرقدرتی از این حقیقت است. خدا وعده می دهد که وقتی پیش او می آییم و از او بخشش می طلبیم، او ما را به سخاوتمندی می بخشد (1 یوحنا 1: 9). بخششی که ما نسبت به دیگران داریم هم باید همینطور نامحدود باشد (لوقا 17: 3-4)


 آیا دعای دسته جمعی قدرتمند تر از دعای انفرادیست ؟

دعای دسته جمعی قسمت مهمی از زندگی کلیسایی است، که همراه پرستش، تعلیم صحیح، شام خداوند یا عشاء ربانی، و مشارکت است. کلیسای اولیه مرتب با هم جمع می شدند تا از اصول تعالیم حواریون، شکستن نان، و دعای دسته جمعی یاد بگیرند (اعمال رسولان 2 : 42).

وقتی ما با سایر ایمانداران با هم دعا می کنیم، اثر آن می تواند خیلی مثبت باشد...
. دعای دسته جمعی وقتی ایمان مشترکمان را بکار می بریم، ما را متحد و بنا می کند.

همان روح القدس که در هر ایمانداری ساکن است، باعث شادی ما می شود وقتی پرستش خداوند و نجات دهنده مان را از دیگران می شنویم و این اتحادی در ما ایجاد می کند که در هیچ قسمتی از زندگی نمی توانیم آنرا پیدا کنیم.

برای کسانی که تنها هستند و زیر بار مشکلات زندگی قرار دارند، شنیدن دعای دیگران که آنها را به تخت فیض خدا بلند می کنند، تشویق بزرگیست. همینطور وقتی برای دیگران شفاعت می کنیم، در قلب ما محبت و توجه به نیاز آنها رشد می کند. در عین حال دعای دسته جمعی، فقط انعکاسی از قلبهای افرادیست که در آن شرکت می کنند.

ما باید با فروتنی (یعقوب 4 : 10)، راستی (مزمور 145 : 18)، اطاعت (1 یوحنا 3 : 21-22)، شکرگزاری (فیلیپیان 4 : 6) و اطمینان (عبرانیان 4 : 16) به حضور خدا بیاییم. متاسفانه، دعای دسته جمعی می تواند فرصتی باشد که بجای صحبت با خدا، روی سخن ما با شنوندگان آن دعا باشد. عیسی مسیح دربارة این رفتار در متی 6 : 5-8 اینطور اخطار داد که وقتی عبادت میکنی برای نمایش، و طولانی مانند ریاکاران دعا نکن، بلکه در خفا و در اطاقت دعا کن تا وسوسه نشوی که ریاکارانه دعا کنی.

در کلام خدا جایی نیست که بگوید دعای دسته جمعی، از نظر تاثیر و جواب گرفتن، قوی تر از دعای فردیست. خیلی از ایمانداران به دعا بعنوان کاری برای دریافت خواسته هایشان از خدا نگاه می کنند، و دعای دسته جمعی اساسا فرصتی می شود برای دوباره بیان کردن لیست خواسته هایشان.

دعای کتاب مقدسی، تجمع جریان عطش ایمانداران است که با هم وارد یک اتحاد هوشیارانه و نزدیک با خدای عادل، کامل و مقدس می شوند. چنین خدایی که به مخلوقاتش گوش می کند، باعث فوران حمد و پرستش (مزمور 27 : 4 ، 63 : 1-8)، توبه و اعتراف (مزمور 51 ، لوقا 18 : 9-14)، شکرگزاری و قدردانی (فیلیپیان 4 : 6 ، کولسیان 1 : 12)، و دعای شفاعت خالصانه برای دیگران می شود (2 تسالونیکیان 1 : 11 ، 2 : 16).پس دعا، متحد شدن با خداست برای انجام نقشة او، نه اینکه بخواهیم او را وادار به انجام ارادة خود کنیم.

وقتی خواسته های خود را بخاطر کسی که شرایط ما را خیلی بهتر از خودمان می داند و "قبل از اینکه از او بپرسیم آنها را می داند" (متی 6 : 8) کنار بگذاریم، دعاهایمان به بالاترین جاها می رسند.
به دعاهایی که در تسلیم به ارادة مقدس خداست، همیشه جواب مثبت داده می شود، چه آن دعا بوسیلة یکنفر شده باشد و چه بوسیلة هزار نفر.این عقیده که دعای دسته جمعی موثرتر است، تفسیری نادرستی از متی 18 : 19- 20 است "باز به شما می گویم هرگاه دو نفر از شما در زمین دربارة هر چه که بخواهند متفق شوند هر آینه از جانب پدر من که در آسمانست برای ایشان کرده خواهد شد.

زیرا جاییکه دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند آنجا در میان ایشان حاضرم." این آیات از یک بخش بزرگی می آید که دربارة راهنمایی و تربیت کلیسا در مورد گناه یک عضو است.

تفسیر کردن آن بعنوان قول یک چک سفید به ایمانداران برای هر چه که در آن توافق کرده از خدا بخواهند، چه گناه آلود، چه احمقانه، نتنها با تربیت کلیسا هماهنگی ندارد، بلکه بقیة کلام خدا را هم انکار می کند، بخصوص اقتدار خدا را.

بعلاوه، این اعتقاد که وقتی دو یا سه نفر با هم دعا کنند، یکنوع قدرت سحرآمیز بطور خودکار در دعاهایشان وارد می شود، کتاب مقدسی نیست.

البته وقتی دو یا سه نفر با هم جمع شده دعا می کنند، عیسی مسیح در آنجا حاضر است، حتی اگر آن دو نفر هزاران مایل از هم فاصله داشته باشند.

دعای دسته جمعی مهم است، چون اتحاد بوجود می آورد (یوحنا 17 : 22 – 23)، و یک کلید است برای تشویق ایمانداران برای همدیگر (1 تسالونیکیان 5 : 11) و ملاحظة یکدیگر در محبت و اعمال نیکو (عبرانیان 10 : 24).

تقدیم به شاگردان حقیقی مسیح عیسی خداوند زنده
عزیزان من بیایید یکدیگر را محبت کنیم زرا محبت از خداست و هر که محبت مینمایید فرزند خداست و خدا را واقعا میشناسد اما کسی که محبت نمیکند خدا را نمیشناسد زیرا خدا محبت است خدا با فرستادن فرزند یگانه خود به این جهان گناه آلود محبت را به ما نشان داد بلی خدا او را فرستاد تا جان خود را در راه ما فدا کند  ما را به زندگی ابدی برساند این است محبت واقعی ما او را محبت نکردیم بلکه او ما را محبت کرد و یگانه فرزندش را فرستاد تا کفاره گناهان ما شود عزیزان من حال که خدا ما را این چنین ما را  محبت نمود ما نیز باید یکدیگر را دوست بداریم  و محبت کنیم ما هیچگاه خدا را ندیده ایم اما اگر یکدیگر را محبت نماییم خدا در وجود ما مسکن میگزیند و محبت او در ما قوت میگیرد خدا برای همین رو پاک خود را در وجود ما قرار داده تا بتوانیم که خدا در ما ساکن است و ما در خدا واز این گذشته ما نیز با چشمان خود دیده ایم و به همه اعلام میکنیم که خدا فرزندش را فرستاد تا مردم را نجات و رتگاری عطا کند  هر که ایمان داشته باشد و به زبان بگوید که عیسی فرزند خداست خدا در وجود او ساکن است  و اونیز در خدا
ما میدانیم که خدا چقدر ما را دوست  میدارد زیرا گرمی محبت او را چشیده ایم ما محبت او را باور میکنیم خدا محبت است و هر که با محبت زندگی میکند با خدا زندگی میکند و خدا در وجود اوست وقتی با مسیح زندگی میکنیم محبتمان بیشتر و کاملتر میشود پس در روز داوری شرمنده و سر افکنده نخواهیم شد بلکه با اطمینان وشادی در حضور او خواهیم ایستاد زیرا او ما را دوست دارد و ما نیز او را دوست میداریم لازم نیست از کسی که ما را بطور کامل دوست دارد بترسیم محبت کامل خدا هر گونه ترس را در ما ریشه کن میسازد اگر هنوز میترسیم علتش این است که هنوز کاملا یقین نداریم که خدا حقیقتا ما را دوست میدارد محبت ما نسبت به خدا از محبتی ناشی میشود که او اول نسبت به ما داشت اگر کسی ادعا میکند که خدا را دوست دارد اما از همنوع خود متنفر است دروغ میگوید چون اگر کسی نتواند همنوعی را که میبیند دوست داشته باشد چگونه میتواند خدایی را که ندیده است دوست بدارد این حکم خداست که هرکه او را دوست میدارد باید همنوع خود را دوست بدارد
اول یوحنا 4 آیه 7تا 21